يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
11
رياض الادويه ( فارسى )
كسى بود كه وسيلهء گسترش روابط و دوستى از راه پزشكى بين اهل فارس و هند اسلامى گرديد . چنان كه خواهيم گفت يوسفى در هند در خدمت بابر و همايون بوده است . قبل از آن تا اواخر دورهء مغولان پزشكان متعددى از كشور ايران از شهرهاى هرات ، گيلان ، شيراز ، اصفهان و تبريز به هند اسلامى آمد و شد داشته و به واسطهء پزشكى وسيلهء تحكيم و استوارى روابط هر دو كشور گرديدند . در عهد مغولان هند ، اوّلين كسى كه سلسلهء تصنيف و تأليف را آغاز كرد يوسفى بود . وى تأليفات مفيد و پرارزشى نمود . بنا به گفتهء دكتر الگود ، اوّلين تأليف تحقيقى وى جامع الفوايد است كه در هرات به منصهء شهود درآمد . سپس كتاب ديگرى به نام فوايد الأخيار و بعد از آن رسالهء منظومى دربارهء حفظ الصحه و كتابى در علم بلاغت و ان شاء به نام بدايع الإنشاء و كتاب رياض الأدويه و طب يوسفى و غيره را تأليف نمود . چنان كه پس از اين هم بدان خواهيم پرداخت ، يوسفى رياض الأدويه را به نام همايون تأليف نموده است . در شبه قاره ، معروفترين كتاب يوسفى ، رباعيات يوسفى است كه به شرح حكيم محمد عبد العليم و دپتى ( DEPUTY ) نصر اللّه خورجوى در ماه مارس 1913 ميلادى در چاپخانهء نولكشور لكهنو چاپ گرديد . پدرش محمد بن يوسف هروى كه پزشك و دانشمندى از هرات بود ، كتابى در علم لغت موسوم به بحر الجواهر به امر امير بيگ وزير نوشت . اين كتاب در پاكستان و هند بسيار معروف بوده و در 1872 ميلادى در چاپخانهء علوى لكهنو چاپ گرديده است . در دورهء صفويان ، ايران مركز بزرگ اهل فضل و كمال و دانش بود ؛ به خصوص گيلان و شيراز از بزرگترين مراكز علوم معقول و منقول به ويژه علوم پزشكى ايران به شمار مىآمدند و حتى برتر از بغداد و دمشق بودند . در اين دوره در هند اسلامى ، مغولان هند در اوج قدرت بودند ؛ البته به دلايلى بعضى از پزشكان و خانوادههاى پزشكى از ايران به اين كشور مسافرت و مهاجرت نموده و در آنجا سكنى گزيدند ( جهت اطلاع بيشتر در اين زمينه ، نك : واسطى ، تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ، صص 31 - 37 ) .